phone icon تلفن تماس : +98 51 32233000

شهری که دنیا را به دو قسمت تقسیم می کند

در یک نگاه اجمالی، تردسییاس (Tordesillas)، شهری کوچک و معمولی در کناره‌ رود دورو (Duero River) در استان وایادولید (Valladolid) در کشور اسپانیا است. این شهر دارای یک میدان اصلی می باشد و این میدان درحالیکه بسیار قدیمی است، اما به خوبی حفظ شده. همچنین در این شهر کلیساهایی که در قرون وسطی ساخته شده‌ اند نیز هنوز هم پا برجا هستند. اما اگر نام شهر تردسییاس را در سائو پائولو (São Paulo)، کارتاگنا (Cartagena) و یا هر شهر دیگر در آمریکای مرکزی یا جنوبی بیاورید، می ‌بینید که عده زیادی به سرعت آن را به یاد می ‌آورند. اینجا بود که در سال 1494 و پس از امپراطوری کاستیل (Kingdom of Castile) اسپانیا و پرتغال زمین ‌هایی را که هنوز پیدا نکرده بودند بین خود تقسیم کردند، همین امر باعث شد تا برزیل تنها کشور در قاره آمریکا باشد که مردمش به زبان پرتغالی صحبت می ‌کنند.

احتمالاً دلیل اهمیت این شهر که باعث شد تا مکانی عالی برای عقد قرارداد تاریخی تردسییاس باشد، موقعیت جغرافیایی آن بوده است، میگوئل آنجل زالاما (Miguel Angel Zalama)، پروفسور تاریخ هنر در دانشگاه وایادولید (Valladolid) درباره این مکان می گوید:  شهر تردسییاس محل تقاطع چند جاده بسیار مهم بوده است و همچنین در این مکان همه شواهدی که ثابت می‌ کنند قرارداد در اینجا امضا شده از جمله یک کاخ وجود دارد.
 
 
اما وجود کاخ سلطنتی و موقعیت جغرافیایی این شهر تنها دلایلی نیستند که نشان می دهند این مکان توسط پادشاهان کاتولیک، ایزابلای یکم (Isabella of Castile) و فردیناند دوم (Ferdinand of Aragon) انتخاب شده بودند.
ریکاردو پیکراس سپتز (Ricardo Piqueras Céspedes)، پروفسور تاریخ در دانشگاه بارسلون نیز درباره این مکان گفته است: این شهر کاستیلیایی که لقب "ویلای بسیار مشهور، تاریخی، سلطنتی، پا برجا و باشکوه" را به خود اختصاص داده بود، با سنت‌های تاریخی پرتغال مرتبط بوده است، در قرن چهاردهم، ملکه پرتغال، مری و همچنین بئاتریس (Beatriz) نوزاد در این مکان سکونت داشته ‌اند. ممکن است این یک حرکت سیاسی بوده باشد که نشان می‌ دهد پرتغالی‌ها در زمین‌ های بی ‌طرف راحت ‌‌تر بوده‌ اند.
ایزابل و فردیناند دلیل خوبی برای دلجویی از پرتغال داشتند. با اینکه قرارداد تردسییاس در میان ماه‌ های مه و ژوئن سال 1494 مورد بررسی ‌های بسیار قرار گرفت، اما با این حال این قرارداد پروسه ‌ای یک ساله و پر از تردید بود که با پتانسیل بالای جنگ بین دو کشور و نگرانی اسپانیا در مورد نقشش در فتحوتاش در اقیانوس اطلس، همراه بود. راه مذاکره درباره این قرارداد هنگامی آغاز شد که کریستف کلمب هنگام بازگشت از سفرش در حالیکه فکر می‌ کرد به هند رفته بود، با طوفانی مواجه شد و مجبور شد تا در نزدیکی شهر لیسبون لنگر بیاندازد و با اینکه هزینه‌ های سفرش توسط خاندان سلطنتی اسپانیا، یعنی فردیناند دوم و ایزابلای اول تامین می شد، به ناچار خبر کشفیاتش را با ژوا دوم، پادشاه پرتغال درمیان گذاشت، این پادشاه که فکر می‌ کرد این زمین‌ ها بر اساس قرارداد آلكاسواس - تولدو (Alcáçovas-Toledo) که در سال 1479 به تصویب رسیده بود و کنترل زمین ‌های جنوب جزایر قناری را به او می ‌داد، به پرتغال تعلق دارند، آنها را جزئی از قلمرو خود تلقی کرد.
 
 
در همان حال، مارتین آلونسو پینزون (Martín Alonso Pinzón)، دریانوردی اسپانیایی که کریستوف کلمب را همراهی می ‌کرد، توانست کشتی اش، پینتا (Pinta) را به سواحل اسپانیا برساند و بی درنگ خبر کشف زمین‌ های جدید را به بارسلون که پادشاهان کاتولیک در مدتی که فردیناند زخمی بود، کنترل آن‌ را در دست داشتند، رساند. با توجه به این اطلاعات، پادشاهان نمایندگان خود را به سوی پاپ الکساندر ششم فرستادند تا اخبار کشفیات جدید کریستف کلمب را به او برسانند. پاپ نیز از والنسیا سه حکم که همگی به نفع پادشاهان کاتولیک بودند را منتشر کرد. یکی از آنها به نام اینتر سترا (Inter Caetera) که در چهارم ماه مه سال 1493 منتشر شد، قرارداد آلكاسواس - تولدو را کاملاً باطل کرد. بر خلاف قرارداد قبلی که اقیانوس اطلس را با خطی افقی میان کشورهای پرتغال و اسپانیا تقسیم می کرد، این فرمان جدید، خطی عمودی که در اقیانوس اطلس که دور زمین و از قطب شمال تا قطب جنوب کشیده شده بود را به عنوان مرز معرفی می‌ کرد.
 
 

 

 

پرتغالی‌ ها از این دستور پاپ بسیار خشمگین شده بودند، چون علاوه بر از دست دادن جزیره‌ های جدیدشان، دیگر جایی برای حرکت هنگام سفرهای دریایی ‌شان به مقصد آفریقا نیز نداشتند، چون این مرز جدید فقط حدود 592 کیلومتر با کیپ ورد (Cape Verde) فاصله داشت.
میگوئل آنجل زالاما در این باره گفت: پرتغالی‌ ها قصد داشتند تا کلونی‌ هایشان در آفریقا و جزایرشان در اقیانوس اطلس را حفظ کنند. این مرز واقعاً آنها را شوکه کرده بود چرا که آنها دیگر نمی توانستند به حرکت کردن بپردازند. آنها برای حرکت به بادهایی مناسب برای حرکت کشتی‌هایشان نیاز داشتند و برای دسترسی به این باد‌ها، مجبور بودند تا مسیر طولانی تری را طی کنند، اما با دستور جدید پاپ نمی‌ توانستند آن مسیر را طی کنند، چرا که در این صورت به طور ناخواسته از مرز رد می‌ شدند و وارد منطقه کاستیلیایی ‌ها یا همان اسپانیایی‌ ها می‌ شدند. 
 
 
طغیانی از تبادلات سیاسی میان پرتغال و اسپانیا شکل گرفت. هیچکدام از این دو کشور خواهان جنگ نبودند، اما در حین مذاکرات سیاسی، هر یک از طرف‌ ها شروع به آماده سازی نیروی دریایی خود کردند. اواسط مذاکرات سپتامبر سال 1493، کریستف کلمب راهی سفر دریایی دیگری شد و قول داد تا با کشفیاتش به روند مذاکرات کمک کند. او به تعهد خود عمل کرد و در آوریل سال 1494، نقشه ‌ای از کشفیاتش را ارائه کرد. اما چون او نمی دانست که آیا ژوا دوم، تقسیم زمین ‌ها به صورت افقی را هنوز قبول دارد یا نه، تصمیم به دستکاری نقشه گرفت. او عرض جغرافیایی جزیره هیسپانیولا (Hispaniola) که اکنون شامل هائیتی و جمهوری دومینیکن می ‌شود و او در اولین سفرش با آن مواجهه شده بود، را چندین درجه به سوی شمال برد و آن را موازی با جزایر قناری رسم کرد تا مطمئن شود که بر اساس قرارداد آلكاسواس - تولدو، این جزیره به اسپانیا تعلق خواهد داشت.
اما زمانی که نقشه رسم شده توسط کریستف کلمب به مقصد رسید، پرتغالی ‌ها با تقسیم زمین به صورت عمودی موافقت کرده بودند، اما چون آنها بیشتر نگران امکان سفر به آفریقا بودند، ژوا دوم درخواست کرد که این مرز 2194 کیلومتر از غرب کیپ ورد فاصله داشته باشد. بر اساس این قرارداد جدید، پرتغال صاحب همه مناطقی که در شرق مرز قرار داشتند می ‌شد. این مناطق شامل جزایر کیپ ورد و سواحل آفریقا می ‌شدند و اسپانیا نیز صاحب بخش غربی مرز که شامل کشف جدید کریستف کلمب می شد، شدند. چون نقشه جدید کریستف کلمب چیز جدیدی را در محدوده پرتغالی‌ ها نشان نمی‌ داد، ایزابل و فردیناند و  پادشاهان کاتولیک این قرارداد را قبول کردند.
 
 
اما در حقیقت هیچکدام از طرفین نمی دانستند که این مرز جدید از روی  بخشی از برزیل می گذشت، بنابراین سواحل شرقی این کشور به دست پرتغالی ‌ها افتاد. در سال 1500، دریانورد پرتغالی، پدرو آلوارز کابرال (Pedro Álvares Cabral) در یکی از سفرهای دریایی ‌اش متوجه این قضیه شد و آن منطقه (برزیل) را متعلق به پادشاه خود دانست. در قرن‌ های بعدی پرتغال نفوذ خود در خشکی را گسترش داد و برزیل تبدیل به تنها کشوری شد که در قاره آمریکا، به زبان پرتغالی صحبت می کند.
آنا پائول تورس مگیانی (Ana Paula Torres Megiani)، پرفسور تاریخ ایبریایی در دانشگاه سائو پائولو، درباره این وقایع گفت: برای اکثر مردم برزیلی، قرارداد تردسییاس به معنای اظهارنامه ‌ای است که می گوید حکومت پرتغال می ‌تواند مناطق ناشناخته غرب را در اختیار خود بگیرد. اما این قرارداد همچنین لحظه ‌ای کلیدی در تاریخ است که به ما در درک روابط سلطه طلبانه و جاه طلبانه میان اروپا و دنیا کمک می‌ کند.